صهبا

قرارمان فصل انگور , شراب که شدم , بیا , تو جام بیاور , من جان...

آغاز
نویسنده : سیده زینب موسوی - ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠
 

امروز درست "ربع یک قرن" است که به بوسه باران چشم های "تو" ، راهی این دیار شده ام.

اعتراف می کنم:

من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر

چیزی در آن سوی یقین ، شاید کمی همکیش تر

"آغاز" و "ختم" ماجرا ، لمس تماشای  "تو"  بود

دیگر فقط تصویر من ، در مردمک های  "تو"  بود